احمد بهشتى
351
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
حيوانات درّنده هم براى خود عالم زيبايى دارند . هرچند گاهى انسان و ديگر حيوانات از وجود آنها زيان مىبينند . هر حيوانى بايد در اين نظام به كمال مطلوب خود برسد . اگر برخى از حيوانات ، حالت حمله و تهاجم به خود مىگيرند و حيوانات ديگر را شكار مىكنند ، مطابق غريزهء خود عمل مىكنند . اگر خداوند به آنها نيروى حمله و شكار داده ، به حيوانات ديگر هم نيروى گريز و فرار داده است . كمال حيوان شكارچى در حمله و كمال حيوان شكار شونده در گريز و فرار است . ممكن است برخى اين تضادها و تزاحمها را به ديدهء بدبينى و سوءظن بنگرند و به خيال خود ، نبودن آنها را بر بودن آنها ترجيح دهند . اگر يك پديدهء جزئى به تنهايى نامطلوب شناخته شود ، نمىتوان قائل شد به اينكه « عدمش به ز وجود » ؛ بلكه بايد موقعيّت آنرا در كلّ نظام ملاحظه كنيم . خالى كه در صورت يك انسان زيباست ، به تنهايى چيز كمارزش يا بىارزشى است ؛ ولى در مجموع ساختار صورت و شمايل شخصى ، بسيار ارزشمند است و همين يك نقطهء سياه ، جلوهء فوقالعادّهاى به صورت شخص مىبخشد . خال هندوى ترك شيرازى چنان حافظ را تحت تأثير قرار داد كه دربارهاش گفت : اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را ناصر خسرو قباديانى حكيم الشعراست و اشعارش همه پند و اندرز و حكمت است ؛ ولى گاهى هم شاعرى كرده و حرف دل بدبينها را زده و گويى عقدهء آنها را گشوده است . او مىگويد : همه جور من از بلغاريان است * كز آن آهم همى بايد كشيدن خدايا راست گويم فتنه از توست * ولى از ترس نتوانم چغيدن لب و دندان تركان ختا را * به اين خوبى نبايد آفريدن